دیکشنری فارسی

furbelow

معنی فارسی

چين ، حاشيه چين داردردامن زنانه ،

سجاف چين دار ، چين دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_r´bǝ lō´/n., vt.

(جامه و آذین‌های زنانه)

چین (سر آستین یا یخه‌ی لباس)، پف کردگی، والان

(معمولا جمع‌- تزئینات پر زرق و برق ولی بی ارزش) زلم زیمبو

با زلم زیمبو آذین کردن

she was heavily made and there were all kinds of furbelows hanging around her neck

او هفت قلم بزک کرده بود و همه جور زلم زیمبو از گردنش آویزان بود.

مترادف‌ها

noun
Flounce, frill.

واژه‌های دیگر با معنی «چين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن