furbelow
معنی فارسی
چين ، حاشيه چين داردردامن زنانه ،
سجاف چين دار ، چين دادن
معنی کامل و مثالها
/fu_r´bǝ lō´/n., vt.
● (جامه و آذینهای زنانه)
● چین (سر آستین یا یخهی لباس)، پف کردگی، والان
● (معمولا جمع- تزئینات پر زرق و برق ولی بی ارزش) زلم زیمبو
● با زلم زیمبو آذین کردن
she was heavily made and there were all kinds of furbelows hanging around her neck
او هفت قلم بزک کرده بود و همه جور زلم زیمبو از گردنش آویزان بود.
مترادفها
noun
Flounce, frill.