دیکشنری فارسی

gaiety

UKgeiətiː US(noun) ['geıətı

معنی فارسی

خوشي خوشدلي بشاشت نمايش زرق وبرق ارايش شادماني

معنی کامل و مثال‌ها

/gā´ǝ tē/n., pl.

● شنگولی، شاد دلی، بشاش بودن، شوخ و شنگی، سبک روحی، نشاط، سرور، وجد

the gaiety of the wedding ceremony

سرور مراسم عروسی

● شادی و پایکوبی، خوشگذرانی

● زرق و برق، رنگ و آب

the gaiety of the general's uniform

زرق و برق اونیفورم آن ژنرال

تعریف انگلیسی

noun
  1. a gay feeling
  2. a festive merry feeling

واژه‌های دیگر با معنی «خوشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن