gallivant
UKgælivænt
معنی فارسی
ول گشتن ولگردي کردن گردش کردن
معنی کامل و مثالها
/gal´ǝ vant´/vi.
● ولگردی و عیاشی کردن، ملازمت زنان را کردن، عشرت طلبی کردن
he left his wife and went gallivanting with other women
او همسر خود را ترک کرد و با زنهای دیگر به عیش و عشرت پرداخت.