دیکشنری فارسی

gallivant

UKgælivænt

معنی فارسی

ول گشتن ولگردي کردن گردش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/gal´ǝ vant´/vi.

ولگردی و عیاشی کردن، ملازمت زنان را کردن، عشرت طلبی کردن

he left his wife and went gallivanting with other women

او همسر خود را ترک کرد و با زن‌های دیگر به عیش و عشرت پرداخت.

واژه‌های دیگر با معنی «ول گشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن