دیکشنری فارسی

garnering

UKgɑːnəriŋ US'gɑ:nərıŋ

معنی فارسی

انبار غله ذخيره کردن انبارکردن انباشتن

واژه‌های دیگر با معنی «انبار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن