دیکشنری فارسی

germen

معنی فارسی

تخم نطفه مايه اصل

معنی کامل و مثال‌ها

/ju_r´mǝn/n., pl.

نطفه، شکل یا حالت اولیه‌ی هرچیز، وضع ابتدایی، زایگونه

واژه‌های دیگر با معنی «تخم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن