gew-gaw معنی فارسی بازيچه چيزقشنگ بي مصرف واژههای دیگر با معنی «بازيچه» gewgaw بازيچه، چيز قشنگ بي مصرف، چيز جزئي bauble بازيچه، چيزهرزه ياکم بها gadgeteer بازيچه ساز، سازنده ي ابزار جالب ولي بدون کاربرد skipjack بازيچه اي که از جناغ مرغ درست مي کنند، يکجورماهي جست وخيز toy اسباب بازي، بازيچه، سرگرمي gimcrack چيزقشنگ وکم بها، بازيچه، اسباب plaything اسباب بازي، بازيچه، لعبت toyshop مغازه ي اسباب بازي فروشي، بازيچه فروشي knick-knack چيز قشنگ و کم بها که براي، آرايش بکار ميرود، بازيچه kickshaw خرت وپرت، خوراک خوش مزه، بازيچه