دیکشنری فارسی

globally

UKglɔbəliː US'gləubəlı

معنی فارسی

يک کاسه يک قلم يکجا خشکه مقطوع

تعریف انگلیسی

adverb
  1. throughout the world “this is globally significant” “Derived from adjective: global”

واژه‌های دیگر با معنی «يک کاسه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن