دیکشنری فارسی

globate

معنی فارسی

کروي گرد تمام کامل

معنی کامل و مثال‌ها

/glō´bāt´/adj.

● کروی، مثل توپ، توپ مانند، تیله مانند، گرد

مترادف‌ها

adjective
(also globated)
Globular, globose, spherical, round, spheroidal, globe shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «کروي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن