دیکشنری فارسی

spherical

UKsferikl US'sferıkəl

معنی فارسی

کروي ، گوي مانند ، گرد ، وابسته به کره اسماني

معنی کامل و مثال‌ها

/sfer´i kǝl/adj.

● به شکل کره، کروی، کره دیس، گوی سان

● وابسته به ستارگان یا سیارات

● (نجوم قدیم - ستاره خوانی) مدار اجرام سماوی به دور زمین (spheric هم می‌گویند)

● سپهری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to spheres or resembling a sphere “spherical geometry” “Pertains to noun: sphere”
  2. having the shape of a sphere or ball “a spherical object” “nearly orbicular in shape” “little globular houses like mud-wasp nests"- Zane Grey”

مترادف‌ها

adjective
1. Globular, orbicular, globated, globous, globose, rotund, round.
2. Planetary.

واژه‌های دیگر با معنی «کروي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن