globy معنی فارسی کروي ، گرد ، گوي مانند ، داراي گلوله هاي ريز واژههای دیگر با معنی «کروي» globular کروي، گوي مانند، گوي وار spherical کروي، گوي مانند، گرد globe-like کروي، گرد، گوي مانند globulous کروي، گرد، گوي مانند globate کروي، گرد، تمام aspheric غير کروي، شبيه کره، انحناءدار. orbed گرد کروي، مستدير spherical candlepower شمع کروي spherical wedge قاچ کروي globular cluster خوشه کروي، خوشه ستاره اي کروي