دیکشنری فارسی

globular

UKglɔbjulər US'glɔbjələ

معنی فارسی

کروي ، گوي مانند ، گوي وار ،

داراي گلوله هاي ريز

معنی کامل و مثال‌ها

/gläb´yōō lǝr, -yǝ-/adj.

● کروی، گویچه‌ای، گوی مانند، توپ مانند

globular cluster

خوشه‌ی کروی

● گویچه دار، متشکل از گویچه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the shape of a sphere or ball “a spherical object” “nearly orbicular in shape” “little globular houses like mud-wasp nests"- Zane Grey”

مترادف‌ها

adjective
Spherical, globate, globated, globose, globulous, round, globe shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «کروي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن