دیکشنری فارسی

gnawer

UKnɔːr

معنی فارسی

جونده .

تعریف انگلیسی

noun
  1. relatively small placental mammals having a single pair of constantly growing incisor teeth specialized for gnawing

واژه‌های دیگر با معنی «جونده .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن