دیکشنری فارسی

go-between

معنی فارسی

واسطه دلال واسطه کاربد

معنی کامل و مثال‌ها

/gō´bē twēn´/n.

● واسطه، دلال، میانجی، رابط

تعریف انگلیسی

noun
  1. a negotiator who acts as a link between parties

واژه‌های دیگر با معنی «واسطه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن