دیکشنری فارسی

gory

UKgɔːriː US'gɔ:rı

معنی فارسی

خوني پوشيده ازخون بسته

معنی کامل و مثال‌ها

/gôr´ē/adj.

● خونین، پوشیده از خون لخته شده یا خشکیده

gory hands

دست‌های خون آلود

● پر تلفات، پر خونریزی

a gory battle

نبردی خونین

a gory story of crime and revenge

یک داستان پر خونریزی درباره‌ی جنایت و انتقام

تعریف انگلیسی

adjective
  1. covered with blood “a bloodstained shirt” “a gory dagger”
  2. accompanied by bloodshed “this bitter and sanguinary war”

مترادف‌ها

adjective
Bloody, ensanguined.

واژه‌های دیگر با معنی «خوني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن