grand dame معنی فارسی بانو زن با نفوذ. واژههای دیگر با معنی «بانو» Madam بانو، ببانوانشوهر دار که غير انگليسي، باشندگفته ميشود ladies بانو، خانم، زن lady بانو، خانم، زن mistress بانو، خانم، کدبانو maam بانو، مادام (در خطاب بملکه يا شاهزاده خانم ديگر) gentlewoman بانو، خانم، زن نجيب mesdames بانو، خانم، ببانوان شوهر دار dame بانو، خانم، بي بي madem بانو، خانم، مادام mademe بانو، خانم، مادام