دیکشنری فارسی

granted

UKgrəntid US'græntəd

معنی فارسی

دادن بخشيدن برآوردن اقرارکردن قبول کردن بخشش عطا انتقال

تعریف انگلیسی

adjective
  1. acknowledged as a supposition “given the engine's condition, it is a wonder that it started”

واژه‌های دیگر با معنی «دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن