دیکشنری فارسی

grouchily

UKgrautʃiliː

معنی فارسی

غرغرکردن لندلندکردن گله کردن من من کردن گله ناله

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an ill-natured manner “she looked at her husband crossly” “Derived from adjective: grumpy (for: grumpily), grouchy, cross (for: crossly)”

واژه‌های دیگر با معنی «غرغرکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن