gusting معنی فارسی تندباد بادناگهاني بروزناگهاني احساسات ذائقه مزه لذت واژههای دیگر با معنی «تندباد» blast تندباد، انفجار، منفجر شدن gale تندباد، توفان، نسيم blowout تندباد، وزش، سوز blowup تندباد، وزش، سوز gust تندباد، بادناگهاني، بروزناگهاني احساسات gustily تندباد، بادناگهاني، بروزناگهاني احساسات hurricane تندباد، توفان، گردباد cyclone گردباد، تندباد cyclonic گردباد، تندباد flaw مو، ترک، درز