hard-hearted معنی فارسی سخت دل سنگدل دل سخت واژههای دیگر با معنی «سخت دل» relentless سخت دل، سنگدل، نرم نشدني obdurate سخت دل، بي عاطفه، سر سخت remorseless بيرحم، سخت دل، سنگدل irrepentant سر سخت، سخت دل، غير تائب impiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه pitiless بيرحم، سخت دل، ناشي از سخت دلي dispiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه hardhearted سنگدل، دل سخت. impenitent لجوج در گناه کاري، سرسخت، سخت دل merciless بيرحم، بي گذشت، سخت دل