hardens
UKhɑːdnz
US'hɑ:dənz
معنی فارسی
سخت کردن سفت کردن سفت شدن سخت شدن
سخت کردن سفت کردن سفت شدن سخت شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن