دیکشنری فارسی

hastiness

UKheistinəs

معنی فارسی

شتاب عجله شتاب زدگي دست پاچگي

تعریف انگلیسی

noun
  1. overly eager speed (and possible carelessness) “he soon regretted his haste”
  2. hasty impulsiveness

واژه‌های دیگر با معنی «شتاب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن