head stall معنی فارسی قسمت سر افسار کله گي. واژههای دیگر با معنی «قسمت سر» overflow section قسمت سر ريز سد toa قسمت بيروني سر چوب prostomium قسمت جلو سر نرم تنان وحلزونها. advance point گروه نوک، قسمت سر جلودار، قسمت نوک advance detachment قسمت پيشرو، قسمت سر جلودار bunt ناخوشي قارچي گندم، قسمت ميان بادبان، شاخ زدن head piece کلاه، سرصفحه (درکتاب)، ارايش war head قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن، برداشته ميشود، سر اژدر top سر، نوک، فرق forepart جلو، قسمت جلو، سر و دست