دیکشنری فارسی

hedged

UKhedʒd UShedʒd

معنی فارسی

پرچين حصارباغي خاربست خاربند مانع بازداشت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. evasively worded in order to avoid an unqualified statement

واژه‌های دیگر با معنی «پرچين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن