hickok belt معنی فارسی پنهان شدن مخفي شدن پنهان کردن مخفي کردن زه واژههای دیگر با معنی «پنهان شدن» lurk پنهان شدن، در کمين، نشستن insconce پنهان شدن، خودرا جاي دادن ensconce پنهان شدن، خودراجادادن immerge فرو بردن، غوطه دادن، فرورفتن burrow سوراخ زيرزميني، نقب، سوراخ کندن absconded گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconding گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن absconds گريختن، رو نشان ندادن، فرار کردن abscond گريختن، فرار كردن، دررفتن smother خفه کردن، فرونشاندن، پنهان کردن