دیکشنری فارسی

hilly

UKhiliː US'hılı

معنی فارسی

قبضه دسته دار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hil´ē/adj.

پر تپه، پر تپه ماهور، پر پستی و بلندی، ناهموار، پر ماهور

شیب‌دار، پر شیب، تپه مانند

واژه‌های دیگر با معنی «قبضه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن