دیکشنری فارسی

hilt

UKhilt UShılt

معنی فارسی

دسته قبضه دسته شمشير.

معنی کامل و مثال‌ها

/hilt/n., vt.

● (به ویژه شمشیر و چاقو و غیره) دسته، قبضه، مشته، دستینه

to the hilt

تا قبضه، تا دسته، تا ته، کاملا

indebted to the hilt

تا خرخره زیر قرض

● قبضه‌دار کردن، دسته‌دار کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the handle of a sword or dagger

مترادف‌ها

noun
Handle (of a sword).

واژه‌های دیگر با معنی «دسته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن