دیکشنری فارسی

holey

UKhɔliː

معنی فارسی

سوراخ سوراخ، پر سوراخ، پر خلل و فرج

معنی کامل و مثال‌ها

/hōl´ē/adj.

● سوراخ سوراخ، پر سوراخ، پر خلل و فرج

تعریف انگلیسی

adjective
  1. allowing passage in and out “our unfenced and largely unpoliced border inevitably has been very porous”

واژه‌های دیگر با معنی «سوراخ سوراخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن