دیکشنری فارسی

hugger

US'hʌgə

معنی فارسی

در اغوش گرفتن ، بغل کردن ، در ميان پا فشردن ،

له کردن ، چسبيدن به

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the verb 'hug' with the agentive suffix '-er'.

مثال

  • She's a real hugger, always greeting people with a warm embrace.
  • He's not much of a hugger.
  • She's known as the office hugger.

ترکیب‌های رایج

Office hugger Real hugger Enthusiastic hugger

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who hugs

واژه‌های دیگر با معنی «در اغوش گرفتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن