hullo or loa معنی فارسی هالو هان هاي واژههای دیگر با معنی «هالو» putz کير، دول، چل patsy فريب خورده، شخص گول خورده، نازک نارنجي. untutored نااموخته، ساده، زود باور. pushover کار آسان، کار بيدردسر، سهل