hutch (huch) معنی فارسی قفس جعبه صندوق کلبه خانه کوچک تغار واژههای دیگر با معنی «قفس» birdhouse قفس، مرغداني.، تالار براي نمايش پرندگان coop قفس، قفص، مرغدان cage قفس، قفس نهادن، در زندان افکندن bogen cage قفس بوگن cageling مرغ قفس. needle cage قفس سوزني faraday's cage قفس فاراده uncage از قفس رها کردن، ازاد کردن. squirrel-cage rotor رتور قفس سنجابي hutch قفس (خرگوش و غيره)، جعبه، صندوق