hydrochlorate معنی فارسی نمک جوهر نمک مترادفها noun Muriate. واژههای دیگر با معنی «نمک» salt نمک، مزه، گوشه saltily نمک، مزه، گوشه phosphite نمک sal نمک salt bridge پل نمک saline نمک دار، نمکين، شور مزه muffineer نمک پاش، يا شکر پاش براي پاشيدن نمک يا شکردر روي نمک، پاش corned نمک زده، نمک سود، دانه دار garlic salt سير نمک، سير و نمک. ester نمک آلي