دیکشنری فارسی

corned

معنی فارسی

نمک زده نمک سود دانه دار

معنی کامل و مثال‌ها

/kôrnd/adj.

(نگهداری شده در نمک یا آب نمک) نمک‌زده، نمک خوابانده، نمکی

corned beef

گوشت گاو نمکی، گوشت گاو نمک زده

ریشه و کاربرد

Adjective

Preserved with salt.

ریشه

From Old English 'corn', meaning 'grain, seed', referring to the grains of salt used in preservation.

مثال

  • Corned beef is a popular dish.
  • The corned meat was very salty.
  • She doesn't like the taste of corned foods.

ترکیب‌های رایج

Corned beef Corned pork Corned meat

واژه‌های دیگر با معنی «نمک زده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن