immund معنی فارسی ناپاک پليد واژههای دیگر با معنی «ناپاک» foul ناپاک، پليد، گرفته impure ناپاک، کثيف، ناصاف nastier ناپاک، پليد، بد nastiest ناپاک، پليد، بد nasty ناپاک، پليد، بد mucky ناپاک، چرک، کثيف uncleanly ناپاک، کثيف، پليد unclean ناپاک، نجس pollute ناپاک کردن، ملوث کردن، پليد کردن defile ناپاک کردن، پليد کردن، آلودن