دیکشنری فارسی

incumber

معنی فارسی

سنگين کردن ايباب زحمت شدن باز داشتن مانع شدن گرفتار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/in kum´bǝr/vt.

رجوع شود به: encumber

واژه‌های دیگر با معنی «سنگين کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن