indurating
UKindjureitiŋ
معنی فارسی
سخت کردن سفت کردن پينه خورده کردن پوست کلفت کردن بي عاطفه کردن
سخت کردن سفت کردن پينه خورده کردن پوست کلفت کردن بي عاطفه کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن