دیکشنری فارسی

insolvency

UKinsɔlvənsiː USın'sɔlvənsı

معنی فارسی

درماندگي اعسار توقف

معنی کامل و مثال‌ها

/in säl´vǝn sē/n., pl.

● ورشکستگی، افلاس، اعسار، نداری، تنگدستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the lack of financial resources

مترادف‌ها

noun
Bankruptcy.

واژه‌های دیگر با معنی «درماندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن