insoul معنی فارسی روح بخشيدن معنی کامل و مثالها /in sōl´/vt.● رجوع شود به: ensoul واژههای دیگر با معنی «روح بخشيدن» ensoul روح بخشيدن quick en تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن quicken تندکردن، جان دادن، روح بخشيدن invigorate نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن invigoratingly نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن invigorative نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن reinvigorating نيرو دادن، قوت دادن، روح بخشيدن regenerate دوباره توليد کردن، دوباره بوجود اوردن، روح تازه بخشيدن enliven روح دادن، زنده کردن، احياء کردن enlivenment روح دادن، زنده کردن، احياء کردن