دیکشنری فارسی

instantaneous

UKinstənteiniəs US'ınstən'tænıəs

معنی فارسی

اني فوري برقي

معنی کامل و مثال‌ها

/in´stǝn tā´nē ǝs/adj.

فوری، آنی، در دم

an instantaneous reply

جواب آنی

موجود یا زنده فقط برای یک لحظه

(Wordsworth) the instantaneous overflow of powerful feelings...

لبریز شدن آنی احساسات قوی ...

مترادف‌ها

adjective
Immediate, quick, instant.

واژه‌های دیگر با معنی «اني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن