instanter
معنی فارسی
فورا بيدرنگ
معنی کامل و مثالها
/in stan´tǝr/adv.
● (حقوق) بی درنگ، بدون معطلی، فورا
مترادفها
adverb
[Lat.] See instantaneously, Instantly.
فورا بيدرنگ
/in stan´tǝr/adv.
● (حقوق) بی درنگ، بدون معطلی، فورا
adverb
[Lat.] See instantaneously, Instantly.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن