دیکشنری فارسی

instanter

معنی فارسی

فورا بيدرنگ

معنی کامل و مثال‌ها

/in stan´tǝr/adv.

(حقوق) بی درنگ، بدون معطلی، فورا

مترادف‌ها

adverb
[Lat.] See instantaneously, Instantly.

واژه‌های دیگر با معنی «فورا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن