دیکشنری فارسی

integrating

UKintigreitiŋ US'ıntəg'reıtıŋ

معنی فارسی

تمام کردن کامل کردن درست کردن يکي کردن جمله کردن تابع اوليه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the action of incorporating a racial or religious group into a community

واژه‌های دیگر با معنی «تمام کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن