دیکشنری فارسی

interdental

معنی فارسی

واقع در ميان دو دندان

معنی کامل و مثال‌ها

/in´tǝr dent´'l/n.,adj.

(قرار گرفته بین دو یا چند دندان) میان دندانی

(آواشناسی: صدای ایجاد شده با قرار دادن نوک زبان میان دندان های بالا و پایین مانند th در واژه‌ی thin یا this) بی‌واکه‌ی میان دندانی (interdental consonant هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «واقع در ميان دو دندان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن