interdental
معنی فارسی
واقع در ميان دو دندان
معنی کامل و مثالها
/in´tǝr dent´'l/n.,adj.
● (قرار گرفته بین دو یا چند دندان) میان دندانی
● (آواشناسی: صدای ایجاد شده با قرار دادن نوک زبان میان دندان های بالا و پایین مانند th در واژهی thin یا this) بیواکهی میان دندانی (interdental consonant هم میگویند)