intertropical
معنی فارسی
واقع در ميان دو مدار ، بين المدارين ، گرمسيري
معنی کامل و مثالها
/-träp´i kǝl/adj.
● (میان دو مدار سرطان و جدی) بین المدارین، میان گشتگاهی، میان پرگاره(ای)
واقع در ميان دو مدار ، بين المدارين ، گرمسيري
/-träp´i kǝl/adj.
● (میان دو مدار سرطان و جدی) بین المدارین، میان گشتگاهی، میان پرگاره(ای)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن