دیکشنری فارسی

intertropical

معنی فارسی

واقع در ميان دو مدار ، بين المدارين ، گرمسيري

معنی کامل و مثال‌ها

/-träp´i kǝl/adj.

(میان دو مدار سرطان و جدی) بین المدارین، میان گشتگاهی، میان پرگاره(ای)

واژه‌های دیگر با معنی «واقع در ميان دو مدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن