دیکشنری فارسی

interglacial

UKintəːgleisiəl

معنی فارسی

واقع در ميان دو دوره يخ

معنی کامل و مثال‌ها

/-glā´shǝl/adj.

(تشکیل شده یا روی داده میان دو دوران یخبندان) میان یخبندانی، میان یخ دورانی

واژه‌های دیگر با معنی «واقع در ميان دو دوره يخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن