jeon معنی فارسی جان معنی کامل و مثالها /jôn/n., pl.● (پول کرهی شمالی) جان (برابر با یک صدم وان won) واژههای دیگر با معنی «جان» life جان، زندگي، حيات lifelessly جان، زندگي، حيات lifelessness جان، زندگي، حيات lives جان، زندگي، حيات inanimate بي جان، جامد، بيروح drink-hail نوش جان، گواراي وجود (پاسخ شخص بکسيکه بسلامتي، اومينوشد) die-hard جان سخت، پرمقاومت، سياست مدارمحافظه کار animating جان بخش، روح بخش، انگيزنده diehard جان سخت، سرسخت، پر استقامت. drudgery جان کني، کارپرزحمت