jobless
UKdʒəbles
US'dʒɔbləs
معنی فارسی
بيکار نيازمند به کار وابسته به بيکاري
معنی کامل و مثالها
/jäb´lis/adj.
● بیکار، نیازمند به کار
he is presently jobless
او فعلا بیکار است.
● وابسته به بیکاری
jobless training
آموزش بیکاران
* the jobless
بیکاران