دیکشنری فارسی

ken

USken

معنی فارسی

نگاه نظر بينايي بينش بصيرت قوه ديد منظر حدودبينايي

معنی کامل و مثال‌ها

/ken/vi., vt.

(اسکاتلند) دانستن

(قدیمی) دیدن، مشاهده کردن

(محلی) تشخیص دادن

(نادر) میدان دید، دیدرس

فهم، دریافت، ادراک

it is beyond my ken

از درک من خارج است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. range of what one can know or understand “beyond my ken”
  2. the range of vision “out of sight of land”

مترادف‌ها

noun
View, cognizance, sight.

واژه‌های دیگر با معنی «نگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن