libelee معنی فارسی خوانده واژههای دیگر با معنی «خوانده» unsung خوانده نشده، ستايش نشده، سروده نشده . unread خوانده نشده، قرائت نشده، بيسواد. respondent پژوهش خوانده، مدافع، جواب دهنده deep-read بسيار خوانده، با اطلاع a.child فرزند خوانده adopted child فرزند خوانده bidden guest مهمان خوانده called فرا خوانده . foster child فرزند خوانده foster parents والدين خوانده