line cord معنی فارسی بند خط واژههای دیگر با معنی «بند خط» contour bund بند در امتداد خط تراز lifeline خط زندگي، طناب يا رسن نجات غواص، شاهراه . line خط، بند، سطر fillet سربند، پيشاني بند، بند breakaway نفوذ کردن، شکستن خط محاصره، شکستن بند زندان fascia بند، نوار، هزاره برجسته bars ميل، شمش، بند