دیکشنری فارسی

liquefacient

معنی فارسی

گدازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/lik´wi fā´shǝnt/n., adj.

آبگونه ساز، آبگونه کننده

عامل مایع ساز، آبگونه گر

واژه‌های دیگر با معنی «گدازنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن