low land معنی فارسی زمين پست پستي زمين. واژههای دیگر با معنی «زمين پست» laigh زمين پست، حفره، گودي. lowland زمين پست intervale پارچه اي از زمين پست در ميان تپه هاي يا در، کنار رودها feature line خط عوارض زمين، خط پست و بلندي زمين causeway سنگ فرش، جاده سنگ فرش شده در روي زمين پست يا ابگير overthrew برانداختن، بهم زدن، منحل کردن overthrow برانداختن، بهم زدن، منحل کردن overthrown برانداختن، بهم زدن، منحل کردن takedown حريف را بر زمين زدن، خوارسازي، پست سازي prostrate بزمين انداختن، روبه زمين خواباندن، دمر خواباندن